• حجت الاسلام والمسلمین جواد ایروانی
عدالت و الگوی مصرف

  • درج شده توسط  مدیر سایت

جامعه ای که در مصارف گوناگون خود اعم از تغذیه، پوشاک، حامل های انرژی و وسایل زندگی، جانب عدل و اعتدال را رعایت نماید، سرمایه های خصوصی و عمومی و منابع خود را از هدر رفت محفوظ می دارد و رشد اقتصادی و ثروت ملی را که زمینه ی تحقق عدالت اقتصادی است، افزایش می دهد.

الگوی مصرف از دیدگاه آموزه های اسلامی، بر اساس اصول و معیارهایی چند ارائه می گردد که از مهم ترین آن ها، اصل عدالت است. هدف از این نوشتار، بیان نقش عدالت در نظام واره ی الگوی مصرف از دیدگاه آموزه های اقتصادی اسلام می باشد. از این روی، مواردی از جایگاه این اصل در الگوی مصرف مورد تحلیل قرار می گیرد، از جمله: نقش عدالت در تعیین سطح مطلوب تأمین نیازمندی ها، عدالت در توجه به اولویت ها، عدالت در اصل تقدیر معیشت، اصل اعتدال در مصرف، عدالت اجتماعی و حفظ حقوق معنوی افراد در مصرف، اصل انفاق بخشی از مازاد درآمد در راستای تحقق عدالت اقتصادی، نقد «برابری» به جای «عدالت» با توجه به اصل رعایت متغیرها، و الگوی ویژه حاکمان بر اساس عدالت.

نگاهی به جایگاه عدالت

جهان هستی بر پایه ی عدل استوار است 1و نظام تشریع نیز همسو با نظام تکوین، بر همین اصل پایه ریزی شده است. قرآن کریم، هدف از رسالت پیامبران را، برپایی «قسط» دانسته و همه را به عدل و دادگری، فرمان داده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط»2: به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آن ها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به عدالت برخیزند»3. روایات نیز، عدالت را «وسیله ی سنجش الهی در زمین» 4، «قوام مردم»  و «حیات احکام» دانسته اند. تأکیدی که قرآن و روایات بر اصل عدالت کرده اند به گونه ای است که آن را از محدوده ی یک حکم فرعی یا توصیه ی اخلاقی خارج نموده و «اصل» خدشه ناپذیر و ثابتی ساخته است5.

نمودهای اصل عدالت در مصرف

مهم ترین نمودهای اصل عدالت در مصرف، چنان است که می آید.

عدالت در تعیین سطح نیازها

در آموزه های اسلامی بر پایه ی اصل عدالت، بر تأمین نیازهای رفاهی تمام انسان ها تأکید شده است6. بر این اساس، آنچه بایستی در سطح مطلوب تأمین نیازها در نظر گرفته شود عبارت است از:

1. اکتفا به حد ضرورت و حداقل در تأمین نیازها،  جز در مواردی خاص(همچون سطح زندگی حاکمان و نیز فقر اختیاری در شرایط بحران اقتصادی و مانند آن)، مطلوبیت ندارد بلکه گاه، مجاز نیز نمی باشد؛

2. حد در طرف حداکثر، تا به آنجاست که به اسراف و اتراف منتهی نگردد؛

3. سطح مطلوب برای عموم مردم، حدی است که رفاه و آسایش زندگی را به میزان متعارف و معمول، تأمین نماید.

بدین سان، عدالت در مصرف محقق می گردد. اکنون به اختصار توضیحی پیرامون نکات یاد شده بیان می گردد.

در مورد نکته ی نخست، می توان به چند دسته از آیات و روایات استناد کرد: آیاتی که نعمت های متعدد الهی را برمی شمارد و بر بهره گیری از آن ها و تأمین رفاه و آسایش نسبی در زندگی تاکید فرموده اند، به گونه ای مصرف فراتر از حداقل ها را نشان می دهند7. مناظره ی امام صادق(ع) با جمعی از صوفیه که می پنداشتند مصرف بایستی در حدّ ضرورت باشد8  و نیز مناظره ابن عباس با  خوارج که از سوی علی(ع) به سوی آنان فرستاده شد بود9. همچنین روایاتی که بر مرغوبیت کالاهای مصرفی، لذیذ بودن غذاها10، لباس زیبا11، وسیع بودن منزل مسکونی و راهوار بودن مرکب12 و نیز گشایش در زندگی13 تأکید کرده اند. روایاتی نیز بر لزوم تأمین فقیر تا حدّ رسیدن به سطح معیشتی مناسب و توأم با رفاه نسبی تأکید می کنند14.

در مورد نکته ی دوم، یعنی نرسیدن سطح مصرف به حدّ اسراف و اتراف، آیات (برای نمونه: اعراف، آیه ی 31؛ اسراء، آیه ی 27-26؛ سبا، آیه ی 34؛ واقعه، آیه ی45-41) و روایات (برای نمونه: کلینی،1367، ج4: 52 و ، ج 6: 441) فراوانی وجود دارد.

در مورد نکته ی سوم، یعنی تعیین سطح مطلوب مصرف، آنچه از آیات و روایات در این باره بر می آید، نقش مؤثر عرف و شرایط اقتصادی عموم مردم است: «وَ عَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوف‏»15: و خوراک و پوشاک آنان [مادران‏]، به طور شایسته، بر عهده ی پدر است». برخی‏ مستندات حدیثی نیز، حاکم بودن عرف و عادت را در تعیین چند و چون کالاهای مصرفی، ثابت می کنند. از جمله: شخصی درباره علت تفاوت نوع لباس امام صادق(ع) با لباس علی ابن ابی طالب(ع) پرسید. امام فرمود: علی ابن ابی طالب(ع) آن را در زمانی می پوشید که نامأنوس نبود، ... فخیر لباس کّل زمان لباس اهله: بهترین لباس هر زمانی، لباس همان زمان است16.

لیک بر اساس اصل عدالت، حدّ عرف محدود به آن است که به اسراف و تبذیر منتهی نگردد و آدمی را به سمت مصرف زدگی و هزینه های بی مورد سوق ندهد.

اصل عدالت در توجه به اولویت ها

نمود دیگر اصل عدالت در مصرف، لزوم توجه به اولویت ها در تخصیص درآمد است. تعیین اولویت های تخصیص درآمد، از دو جنبه ارزیابی می شود:

- نخست، از نظر نوع و مقدار کالاهای مصرفی و خدمات. بی گمان تا زمانی که نیازهای اساسی فرد و جامعه به شایستگی برآورده نشود، نوبت به مصارف رفاهی و کالاهای تجملاتی نمی رسد؛ چه، عدالت به معنای پیش گفته ی خود، اقتضا می کند که هر چیز، در جای خود قرار گیرد؛

- دوم، تعیین اولویت ها بر اساس افراد و گروه های مصرف کننده. بر اساس آموزه های دینی، در شرایط عادی، تأمین نیازمندی های شخصی انسان، در اولویت است. سپس، رفع نیازهای پدر و مادر، فرزند، همسر و آن گاه خویشاوندان نیازمند و سپس سایر نیازمندان و نیز مشارکت در خدمات اجتماعی و امور خیریه، در مراحل بعدی جای می گیرد17.

اصل عدالت و تقدیر معیشت

از اصول مهم اسلامی در مصرف، تدبیر امور اقتصادی و انضباط مالی است که با عنوان «تقدیر معیشت» مطرح می شود و اصل عدالت نقش مهمی در آن دارد. تقدیر معیشت در واقع برنامه ریزی صحیح و واقع بینانه است تا استفاده از امکانات مالی برای تأمین نیازها و رفاه نسبی، هرچه بیشتر و بهتر انجام گیرد. در روایات، بر این اصل اسلامی تاکید شده است18.

تقدیر معیشت، دست کم بر سه پایه ی بنیادین استوار است:

الف. توجه به نیازمندی های جسمی و روحی و اولویت بندی آن که در بحث پیشین، یاد گردید؛

ب. تناسب درآمد با هزینه ها. قرآن کریم در این باره می فرماید: «لِیُنْفِقْ ذُو سَعَه مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللهُ لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلا مَا آتَاهَا...»19 ؛ «بر توانگر است که از دارایی خود هزینه کند، و هر که روزی او تنگ باشد، باید از آنچه خدا به او داده است، خرج کند. خدا هیچ کس را جز [به قدر] آنچه به او داده است تکلیف نمی کند»20؛

ج. شرایط اقتصادی جامعه و عموم مردم. در تقدیر معیشت، به شرایط اقتصادی عمومی نیز باید توجه شود و بدین سان، نقش عدالت در الگوی مصرف، نمود روشن تری می یابد. بدین معنا که شرایط نامناسب اقتصادی جامعه، بایستی بر نوع و مقدار کالاهای مصرفی و چگونگی تخصیص درآمد فرد، تأثیرگذار باشد، حتی در صورتی که وی از وضعیت مطلوبی برخوردار بوده و شرایط دشوار اقتصادی جامعه، تأثیری بر او نگذارد21.

اصل عدالت و میانه روی

از نمودهای بارز اصل عدالت در مصرف، لزوم رعایت اعتدال و میانه روی است. قرآن کریم بر رعایت میانه روی در هزینه های زندگی تاکید فرموده است: «وَ الَّذینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما»22: و کسانى که هر گاه انفاق کنند، نه اسراف مى‏نمایند و نه سخت‏گیرى بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالى دارند». مراد از انفاق در این آیه، به دلیل اطلاق و نیز روایت ذیل، هزینه کردن برای زندگی است؛ شخصی از حضرت رضا(ع) در مورد چگونگی تأمین نیازهای خانواده پرسید. امام(ع) فرمود: «بین دو کار ناپسند قرار دارد ... آیا نمی دانی که خداوند زیاده روی و سخت گیری را ناپسند دانست و فرمود: و الذین اذا انفقوا...»23.

برای تعیین حدّ وسط در مصرف، دست کم دو معیار اساسی وجود دارد: یک، «نیاز» آدمی به امکانات مادی و کالاهای مصرفی24؛ دو، شرایط زمان. این معیار از دو جهت بر تعیین حدّ میانه تأثیر دارد: نخست شرایط اقتصادی جامعه و وضعیت معیشت مردم25 و دوم توجه به آداب و رسوم مشروع جامعه26.

آیا ساده زیستی با عدالت در مصرف منافات دارد؟

از اصول و ارزش های حاکم بر مصرف، اصل ساده زیستی است27. لیک آیا این اصل به معنای تشویق به تفریط در مصرف است تا با اصل عدالت در مصرف منافات داشته باشد؟ تبیین این مطلب نیازمند تحلیل حد و مرز ساده زیستی است. چه، ساده زیستی حد و مرزی دارد و فراتر از آن، ضدارزش تلقی می گردد. حّد ساده زیستی عبارتند از:

1. ساده زیستی، نباید حلالی را حرام کند یا خلاف سنّت باشد: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَةَ اللَّهِ الَّتی‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزْق‏»28: «[اى پیامبر] بگو: زیورهایى را که خدا براى بندگانش پدید آورده و [نیز] روزی های پاکیزه را چه کسى حرام گردانیده؟»29؛

2. افراط در ساده زیستی ممنوع است؛ چه، رهبانیت و ترک دنیا و امکانات مادی به طور کلی ممنوعیت دارد: «...وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها»30: و [اما] ترک دنیایى که از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرر نکردیم مگر براى آنکه کسب خشنودى خدا کنند، با این حال آن را چنان که حقّ رعایت آن بود منظور نداشتند». نیز از امام صادق(ع) روایت شده که در توصیف دین اسلام فرمود: «لارهبانیه ...احل فیها الطیبات ...»31: [در اسلام] رهبانیتی نیست...[بلکه] روزی های پاک حلال شده است»؛

3. ساده زیستی نباید عزّت و آبروی فرد در اجتماع را خدشه دار سازد؛

4. ساده زیستی برای خود فرد مطلوبیت دارد، نه برای میهمانان او. بنابراین، در پذیرایی از میهمان، بایستی در حدّ متعارف، هزینه نمود32.

5. در پاره ای از مراتب ساده زیستی، ظرفیت روحی و ایمانی افراد نیز، تعیین کننده است. بدین معنا که ممکن است مصرف کالاها و امکانات کمتر از حدّ متعارف برای فردی که از ظرفیت بالای جسمی و روحی و نیز قدرت ایمان و معرفت برخوردار است، پلّه ترقّی و کمال باشد؛ لیک برای فردی که از این ویژگی ها برخوردار نمی باشد، نتیجه ای جز سرخوردگی و ضعف بیشتر ایمان، به همراه نداشته باشد33.

با توجه به حدود که یاد شد، می توان مفهوم صحیح ساده زیستی را در دو بُعد روانی و رفتاری این گونه بیان نمود:

الف. از نگاه روان شناختی، قناعت و رضایت مندی را برای شخص به ارمغان می آورد؛ به گونه ای که با وجود مصرف اندک، از زندگی لذت می برد، هرچند ثروتی نداشته باشد34؛

ب. در بُعدی رفتاری، ساده زیستی در موارد ذیل مصداق می یابد:

1. ساده زیستی مطلوب برای عموم مردم آن است که در محدوده ی اعتدال، به مصرفِ کمتر، بسنده شود و در عین حال، افراط و تفریطی رخ ندهد. این مطلب، از جمع میان ادله ی اعتدال و ادله ی قناعت، دریافت می شود؛

2. پرهیز از مصارف زائد، تشریفاتی و تجملاتی، از دیگر نمودهای ساده زیستی است که به نظر می رسد بارزترین آن ها نیز می باشد 35؛

3. نمود دیگر ساده زیستی، نفی خرید و مصرف کالاها با زیر بار ذلت رفتن و خوار شدن است36.

تعارض ایثار با میانه روی

آموزه های دینی، از یک سو به رعایت میانه روی فرمان داده اند و از سوی دیگر، ایثار مالی را در سخت ترین شرایط، ستایش کرده اند. این تعارض چگونه برطرف و با اصل عدالت چگونه سازگار می شود؟ در پاسخ این سؤال، وجوهی یاد شده که قابل نقد است37. لیک پاسخ های ذیل مناسب تر به نظر می رسد:

1. دستور به اعتدال در جایی است که بخشش فراوان، سبب نابسامانی های فوق العاده ای در زندگی خود انسان گردد و به تعبیر قرآن، آدمی، بدین سان «ملوم و محسور»38 شود؛

2. پاسخ مناسب دیگر این است که رعایت اعتدال، حکمی عام و ایثار، حکمی خاص می باشد که مربوط به موارد معینی است. چرا که عدالت، با همه قدرت و شکوه و تأثیر عمیقش، در مواقع بحرانی و استثنایی به تنهایی کارساز نیست، بلکه ایثار و گذشت و فداکاری نیز لازم است39. بدین ترتیب، عدل و اعتدال مبنای زندگی عمومی قرار می گیرد و احوال مردم بدان انتظام می یابد و ایثار و احسان، حالتی استثنایی است که در مواقع خاص انجام می گیرد40؛

3. توجه به سطح نیازها نیز کارگشا است: هرگاه نیاز شخص، بیش از دیگران و درآمد محدود وی تنها پاسخگوی نیازهای اساسی خودش باشد، مصارف شخصی بر هزینه کردن برای دیگران اولویت دارد. در چنین شرایطی، در واقع انجام یک واجب (تأمین نیازهای فرد و خانواده اش) با یک فضیلت اخلاقی (ایثار) تزاحم می یابند. نیک روشن است که انجام واجب مقدم می باشد.

لیک از آنجا که بهره مندی از امکانات، یک «حق» است، هر فردی می تواند از حق خویش به سود دیگران بگذرد. امام صادق(ع) می فرمایند: «در کاری که زیانش بر تو، بیشتر از سود آن برای برادرت است، وارد نشو»41. همچنین، قرآن کریم در پاسخ به این پرسش که از چه اموالی انفاق کنند، مازاد بر درآمد را بیان فرموده است: «وَ یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ»42: و از تو مى‏پرسند: «چه چیزى انفاق کنند؟» بگو: «ما زاد [بر نیازمندى خود] را». امام باقر(ع) فرمود: «عفو چیزی است که از هزینه سال، اضافه آید»43. یعنی آدمی موظف است آن بخش از اموال را انفاق کند که زائد بر نیازمندی های خود و خانواده اش باشد. روایاتی دیگر نیز مؤید این مدعا است44.

اصل عدالت و انفاق بخشی از مازاد درآمد

نمود دیگر اصل عدالت در مصرف، انفاق بخشی از مازاد درآمد در راه خدا است تا امکان بهره مندی محرومان از نعمت ها و زمینه ی تحقق عدالت اجتماعی فراهم آید. در قرآن کریم، بیش از 190 آیه (حدود 3درصد کل آیات) به این موضوع اختصاص یافته است که اهمیت آن را می رساند.

از آموزه های دینی چنین بر می آید که انفاق در فرهنگ اسلامی، دو هدف را دنبال می کند: الف- ایجاد عدالت اجتماعی و توازن اقتصادی، کاهش فاصله ی طبقاتی و تأمین رفاه نسبی محرومان 45؛ ب- پالایش اخلاقی و پرورش فضایل انسانیِ انفاق کننده. بر این اساس، هدف از انفاق تنها تأمین نیازهای محرومان نیست، بلکه به تهذیب نفس و رشد معنوی انفاق کننده نیز توجه کامل می شود46.

اصل عدالت و توجه به متغیّرها؛ نفی تساوی به نام عدالت

عدالت به معنای تساوی نیست و اصل عدالت اقتضا می کند که چند و چون مصرف بر اساس متغیرهایی چند تفاوت یابد؛ از جمله: تفاوت به تناسب سن و سال47، فصل های مختلف سال و آب و هوای مناطق مختلف جغرافیایی48، حریم خصوصی و عمومی49 و زمان های ویژه همچون اعیاد50.

عدالت اجتماعی و حفظ حقوق معنوی افراد در مصرف

در فرهنگ مصرف گرایی مترفان، مصرف هم ارزش مادی دارد و هم ارزش نمادین؛ بدین معنا که مصرف، وسیله ای می گردد برای ابراز وجود و به دست آوردن هویت اجتماعی51. این در حالی است که بر اساس آموزه های دینی، مصرف کالاها و امکانات، بایستی صرفاً به منظور رفع نیازها باشد و نه به هدف خودنمایی و فخر فروشی. چه، این کار، افزون بر آن که خود رذیلتی اخلاقی و نشانه رشدنایافتگی شخصیت آدمی و گاه احساس حقارت درونی52 است، پیامدهای قرآن کریم، از قارون به عنوان نماد فخرفروشی در مصرف، سخت نکوهش فرموده است53.

اصل عدالت در الگوی مصرف ویژه ی حاکمان

از دیگر نمودهای عدالت در مصرف، الگوی مصرف ویژه ی حاکمان است. بر خلاف نظام اقتصادی سرمایه داری و نظام های مبتنی بر زور، ثروت و قدرت در طول تاریخ که پیوسته حاکمان و زمامداران، از برخوردارترین و مرّفه ترین اقشار در جامعه بوده و هستند، در نظام اقتصادی اسلام، حاکمان و کسانی که در رأس امور قرار دارند، بایستی الگوی مصرفی مشابه کم درآمدترین اقشار جامعه داشته باشند، تا از یک سوی درد محرومان را لمس نمایند و از دیگر سوی، آرامشی روانی برای آنان ایجاد نمایند54.

نقش اصلاح الگوی مصرف در تحقق عدالت

عدالت و الگوی مصرف صحیح، تأثیری دو سویه دارند؛ همان گونه که اصل عدالت در تعیین الگوی مصرف نقشی اساسی دارد، الگوی مصرف بهینه نیز در تحقق عدالت اقتصادی و اجتماعی تأثیری آشکار دارد؛ جامعه ای که در مصارف گوناگون خود اعم از تغذیه، پوشاک، حامل های انرژی و وسایل زندگی، جانب عدل و اعتدال را رعایت نماید، سرمایه های خصوصی و عمومی و منابع خود را از هدر رفت محفوظ می دارد و رشد اقتصادی و ثروت ملی را که زمینه ی تحقق عدالت اقتصادی است، افزایش می دهد.

پی نوشت ها:

1- فیض کاشانی، 1416،ج5: 107.

2- حدید، آیه ی 25.

3- نیز نک: نحل، آیه ی90.

4- واسطی،1376: 150.

5- نک: مطهری، 1381، ج1: 61.

6- نک: اعراف، آیات10و32؛ کلینی، 1367:ج6 ، ص526؛ ج3، صص556 و 560؛ ج4، ص11.

7- نک: اعراف، آیه ی 32؛ نحل، آیات 8-5.

8- کلینی،1367، ج5 : 70-65؛ همان، ج6: 442.

9- همان:442-441.

10- همان:280.

11- همان: 443.

12- صدوق، 1403: 183.

13- کلینی،1367، ج4: 11.

14- همان، ج3: 556.

15- بقره، آیه ی 233.

16- کلینی، 1367، ج1: 411.

17- نک: طوسی، 1365، تهذیب الاحکام، ج6: 171؛ بحرانی، بی تا، ج25: 130؛ شهید ثانی، 1413، ج1: 483؛ سجستانی، 1410، ج2: 240؛ نسائی، 1348، ج7: 304

18- حرّانی، 1404:ص105.

19- طلاق، آیه ی 7.

20- نیز نک: بقره: 236؛ طلاق، آیه ی 6؛ کلینی، 1367، ج4: 56.

21- نک: کلینی، 1367، ج5: 166.

22- فرقان، آیه ی67.

23- صدوق، 1403: 55-54؛ نیز نک: کلینی، 1367، ج4: 55؛ حرّ عاملی، 1403، ج8: 366؛ نجفی، 1365، ج31: 339.

24- نک: کلینی،1367، ج4: 53.

25- نک: کلینی،1367، ج6: 442؛ نهج البلاغه: نامه ی 45.

26- نک: کلینی، 1367، ج1: 411؛ مجلسی، 1403، ج76: 309.

27- برای نمونه نک: احزاب، آیه ی 28؛ کلینی، 1367، ج2: 133؛ نهج البلاغه: خطبه ی 159.

28- اعراف، آیه ی32.

29- نیز نک: کلینی، 1367، ج5: 70.

30- حدید، آیه ی27.

31- کلینی، 1367، ج2: 17.

32- نک: هود، آیه ی 69؛ کلینی، 1367، ج6: 328.

33- نک: کلینی، 1367، ج6: 448.

34- نک: مجلسی، 1403، ج1: 83. نیز نک: درنینگ، 1376: 31ـ23.

35- نک: مجلسی، 1403، ج 75: 349.

36- نک: نهج البلاغه: نامه ی 3.

37- نک: اردبیلی، بی تا: 199؛ ابن قدامه، بی تا، ج2: 607؛ مجلسی، 1403، ج74: 250.

38- اسراء، آیه ی 29.

39- نک: همان، ج11: 367-368؛ همان، ج12: 98.

40- نک: نهج البلاغه: حکمت 429.

41- کلینی،1367، ج 4: 32.

42- بقره  ، آیه ی 219.

43- طبرسی، 1406، ج 2: 558.

44- کلینی، 1367، ج 4: 18، 26 و 46.

45- نک: کلینی، 1367، ج 3: 556.

46- بقره، آیه ی 265؛ توبه، آیه ی 103.

47- کلینی، 1367، ج 6: 288؛ برقی، بی تا، ج 2: 4.

48- نک: کلینی، 1367، ج 6: 451؛ شهید ثانی، 1413، ج 8: 461؛ بحرانی، بی تا، ج 25: 123؛ نجفی، 1365، ج31: 304 و 334.

49- صدوق، 1404، عیون اخبار الرضا(ع)، ج2: 178؛ حر عاملی، 1403، ج14: 118 و 183.

50- کلینی، 1367، ج5: 512.

51- نک: گل محمدی، 1381، 106.

52- کلینی، 1367، ج2: 312.

53- قصص، آیه ی 76 و 82-79؛ نیز: صدوق، 1404، ج4: 13.

54- نک: نهج البلاغه: خطبه ی209 و  نامه ی  45؛ کلینی، 1367، ج1: 410.

منبع: فصلنامه صدرا شماره 10

- 1864 بازدید
ارزیابی این مطلب
(0 رای‌ها)
منتشرشده در موضوع عدالت
- کد خبر: 513

اخبار ما را در سایت خود مشاهده نمایید

رخدادهای مهم

حالت های رنگی