• هادی خان محمدی، محمدمهدی کشاورزیان
اخلاق کارگزاران از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامی

  • درج شده توسط  مدیر سایت

کارگزاران یک حکومت به دلیل شأن و نقش مهمی که در جامعه دارند، همواره زیر نظر مردم یک جامعه هستند؛ به طوری که هر گونه رفتار، گفتار و کردار آنها در نحوه ی رفتارشان تأثیرات مثبت و منفی در پی خواهد داشت.

هر جامعه ای که می خواهد به پیشرفت و تعالی برسد مبتنی بر عقلانیت خاصی الگوی پیشرفت خود را تعبیه و طراحی می کند. در جوامع غربی به دلیل اینکه مبتنی بر عقلانیت اقتصادی عمل می کنند رسیدن به حداکثر کارایی1  اقتصادی به عنوان چشم انداز و الگوی پیشرفت قلمداد می شود. این امر در جوامع اسلامی تصویرسازی شده است. در جوامع اسلامی عقلانیت دینی مقدم بر عقلانیت اقتصادیِ صِرف است. بدان معنا که اگر یک موازنه ی بین انسانیت یا اخلاق و اقتصاد به وجود آید، عقلانیت دینی، انسانیت و اخلاق مقدم است و بر مبنای آن، عقلانیت اقتصادی پذیرفته می شود. مقام معظم رهبری نیز اخلاق را پایه و اساس پیشرفت می داند. اما جامعه ای به سمت اخلاقی تسری پیدا می کند که زمامداران و کارگزاران آن افرادی اخلاقی و اصولی باشند.

چرا که آن ها همواره برای مردم یک جامعه الگو محسوب می شوند و اعتماد آن ها به مسئولین به درجه ی رعایت اخلاق، انصاف و عدالت در گفتار و کردار آن ها بستگی دارد. لذا در این پژوهش قصد داریم با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد، توصیه های اخلاقی را که رهبر معظم انقلاب به کارگزاران در طی حدود دو دهه گذشته (1389-1368) عنوان فرموده اند، بررسی و سپس با استخراج مفاهیم و مقوله ها و روابط بین آن ها، الگوی اسلامی- ایرانی اخلاق کارگزاران را ترسیم و تبیین نماییم.

ادبیات نظری

1-1. واژه کاوی اخلاق

اخلاق، واژه ای عربی است که جمع خُلق و خُلُق است که در لغت به معنای سرشت، خوی، طبیعت و امثال این معانی نیز به کار می رود و به معنای صورت درونی و باطنی و ناپیدای آدمی است که با بصیرت درک می شود و در مقابل خَلق قرار دارد که به صورت ظاهر قابل رویت با چشم، اطلاق می شود2. بسیاری از فلاسفه و حکمای اسلامی نیز در تعریف اصطلاحی اخلاق با توجه به همان معنای لغوی آن تعریفی ارائه کرده اند.

در عین حال، شایع ترین کاربرد اصطلاحی اخلاق در میان اندیشمندان اسلامی عبارت است از «صفات نفسانی راسخ و پایداری که موجب می شوند افعالی متناسب با آن صفات به سهولت و بدون نیاز به تأمل از آدمی صادر شود»3. مطابق این دسته تعاریف[2] اخلاق تنها شامل صفات نفسانی پایداری است که در نفس رسوخ کرده باشد و شامل صفات ناپایداری که به صورت ملکه ی نفسانی در نیامده اند نمی گردد؛ در این صورت شخص بردباری که به صورت موردی دچار غضب می شود یا بخیلی که با تأمل و تفکر فراوان بخششی می کند از این تعریف خارج اند. بنابراین تعریف، اخلاق هیئتی است استوار و راسخ در جان آدمی که کارها به آسانی و بدون نیاز به تأمل و تفکر از آن صادر می شود.

در عین حال این تعریف هم شامل فضایل اخلاقی و هم شامل رذایل اخلاقی می شود. برخی نیز اخلاق را به صورت صفت فعل به کار برده اند که در این صورت به معنای کار اخلاقی است و از این جهت آن فعل خارجی و لو از هیئت راسخه در نفس پدید نیامده باشد به فاضله یا رذیله بودن متصف می شود. شهید مطهری تعریفی از اخلاق را می پذیرد که هم به چگونه رفتار کردن توجه کرده باشد و هم به چگونه بودن؛ چگونگی رفتار مربوط می شود به اعمال انسان که شامل گفتار هم می شود و چگونه بودن مرتبط با صفات و ملکات نفسانی است4.

  گاهی اخلاق به معنای فضایل اخلاقی نیز به کار می رود که در این صورت این واژه در مورد اخلاق نیک و فضیلت های اخلاقی استفاده می شود؛ مثلاً گفته می شود دروغ گویی کاری غیراخلاقی است یا عصاره ی اخلاق عشق و محبت است. واژه ی اخلاق به معنای نهاد اخلاقی زندگی نیز به کار رفته است. این کاربرد بیشتر نزد فیلسوفان غربی استفاده شده است5. در برخی کاربردها اخلاق به معنای نظام رفتاری حاکم بر یک گروه یا فرقه نیز به کار رفته است. اخلاق اسلامی می تواند به معنای نظام رفتاری مورد پسند مسلمانان و اخلاق مسیحی به معنای نظام رفتاری مورد قبول مسیحیان به کار رود6.

همچنین برخی از ابتدا قلمرو اخلاق و مسائل اخلاقی را به حیطه های خاصی محدود کرده اند. به عنوان مثال عده ای اخلاق فردی را نفی کرده و مدعی اند بستر شکل گیری اخلاق در اجتماع است که در این صورت اخلاق تماماً در اخلاق اجتماعی خلاصه می شود. دیگرانی نیز برای اخلاق دامنه ی گسترده تری را تعریف کرده و از انواع اخلاق فردی، اجتماعی، بندگی و اخلاق خانواده سخن گفته اند7.

1-2. واژه کـاوی کارگزار حکومت

کارگزاران، یا عمّال، اصطلاحی رایج در فرهنگ حکومتی و عامل، مفرد اصطلاح عمّال است. در معنای لغوی عامل گفته اند: کسی که امور شخص را در مال، ملک و کار او به عهده گیرد و متولی آن باشد و از همین رو به مسئول دریافت زکات، عامل می گویند8. بنابراین، کارگزار یعنی مباشر و مسئولی که از طرف شخصی برای اموال و دیگر امور وی برگزیده می شود. کارگزار افراد را به کار می گمارد، کشاورزان را بازخواست می کند و امور مالی را به عهده می گیرد. کارگزار نماینده ی حاکم اسلامی است که مسئولیت هایی را از طرف وی در امور اجتماعی، سیاسی و نظامی عهده دار می شود؛ از این رو باید امین حاکم اسلامی و مورد اطمینان وی باشد.

از طرف دیگر واژه ی کارگزار را می توان مترادف با هر آن کس دانست که در دولت مسئولیتی خطیر را به عهده دارد و از سوی مسئولین حکومت و مردم برگزیده می شود و طیف گسترده ای اعم از رئیس جمهور، وزرا، نمایندگان مجلس، اعضا مجمع تشخیص مصلحت نظام و غیره را در برمی گیرد.

گزینش کارگزار از سوی حاکم اسلامی با شرایط و ویژگی هایی همراه است که باید با کار او تناسب داشته باشد. زمانی که حضرت یوسف (ع) پیشنهاد می کند تا در سال های قحطی، امور دارایی کشور مصر را به عهده گیرد دو صفت برجسته، یعنی توانایی نگه داری اموال و آگاهی به کارها را برای خود بیان می کند: «قال اجْعَلْنی عَلی خَزآئِن الارْض إنّی حَفیظ عَلیم»9؛ او (یوسف) گفت: مرا بر دارایی های کشور مسلط ساز زیرا من هم آن ها را حفظ می کنم و هم در به کارگیری آن ها آگاهی لازم را دارم. و آن گاه که دختر شعیب، حضرت موسی (ع) را برای کار نزد پدر می برد، بر توانایی و امانت داری وی تکیه می کند: «... یا أَبَت اسْتَأْجِرْه إن خَیْرَ مَن اسْتَأْجَرْت الْقَوی الامین»10؛ ... ای پدر، او را اجیر خود کن، زیرا بهترین کسی که می توانی اجیر کنی کسی است که توانا و امانت دار باشد و او چنین است.

در آیات فوق، شرایط کارگزاران، متناسب با وظیفه ای که بر دوش دارند، بیان شده است. شرایط کلی برای گزینش کارگزار به دو دسته قابل تقسیم است: . 1 - شرایط بایسته؛ 2- شرایط شایسته. شرایط بایسته و لازم، ویژگی هایی است که بدون آن نمی توان شخصی را برای سمتی برگزید. شجاعت برای ارتشی، عدالت برای حاکم، عدل و عدم عصبانیت برای قاضی، از شرایط بایسته است. از این رو، نقل است که امام علی (ع) در همان روزی که ابوالاسود دئلی را برای قضاوت برگزیده بود او را عزل کرد. ابوالاسود پرسید: چرا مرا عزل کردی؟ به خدا سوگند خیانت نکرده ام و به من خیانت نشده است. [فریب نخورده ام] فرمود: به من خبر رسیده که هنگام محاکمه، سخن گفتن تو از دو طرف دعوا بلندتر است11. شرایط شایسته، شرایط کمال برای انتخاب اصلح و برتر است که برای اِعمال مدیریت موفق از آن بهره برده می شود.

1-3. الگوی اسلامی- ایرانی و اخلاق

الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت آرمانی است که «الگو» جنس و ماهیت آن محسوب شده و «اسلامی- ایرانی» فصل و وجه تمایز آن نسبت به سایر مدل ها به حساب می آید. مدل های توسعه ای که تاکنون وجود داشته است، بعضاً تک بعدی است و بیشتر بر کارایی اقتصادی تاکید می ورزد. اما مدل مذکور اولاً یک مدل جامع از نظر کلیه ی ابعاد است و ثانیاً نگاه به کارایی اقتصادی هدف اولیه و بالذات آن نیست. بلکه فصل بودن «اسلامی- ایرانی» آن بدین معناست که از یک سو قابلیت اتصاف به صفت «اسلامی» را و از سوی دیگر قابلیت اتصاف به «ایرانی» بودن را داشته باشد.

در چنین شرایطی سؤال اینجاست که رابطه ی اخلاق با الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت چیست؟ البته فصل و تمایز اصلی این الگو در جنبه ی ملی گرایی آن نیست، چون در حقیقت تمامی مدل های توسعه از جمله مدل توسعه ی نئوکلاسیک، مارکسیسم، مائوئیسم، ساختارگرا، سرمایه ی انسانی و سرمایه ی اجتماعی برای ملیت خاصی طراحی و به کار گرفته می شود. بنابراین اسلامی بودن آن فصلی نسبت با سایر مدل ها محسوب می شود.

اما جایگاه اخلاق در آموزه های اسلام آن قدر اهمیت دارد که اسلام بدون اخلاق به عنوان موتور محرک معنا ندارد. به خاطر همین امر است که پیامبر در تبیین هدف خود می فرمایند: «انى بعثت لاتمم مکارم الاخلاق قمی». دین در واقع همه ی دستوراتش اخلاقى است و تمام شئون اسلام از عبادات، داد و ستدها، تا حدود احکام همگى بر پایه های بلند اخلاق و فضیلت استوار است. بنابراین طبق این جایگاه دور از نظر نیست که بگوییم الگوی اخلاقی- ایرانی پیشرفت را طراحی نماییم هرچند در مضمون واژه ی «اسلامی- ایرانی» اخلاق اسلامی نهفته و نیاز به تحدید آن نیست. مقام معظم رهبری نیز نیاز به اخلاق و تزکیه را به عنوان نیاز و احتیاج ضروری بشریت نام برده و فرموده اند:

«امروز هم به نظر ما بشریت در نهایت نیاز و احتیاج است به پیام بعثت و به پیروى از تعالیم انبیاء عظام الهى که همه‏ى آن ها به نحو کامل در تعالیم اسلام و قرآن جمع شده است. در رأس برنامه‏هاى دعوت اسلامى، سه چیز از همه مهم تر است که در آیات کریمه‏ى قرآن به آن ها تصریح شده است: علم و حکمت، تزکیه و اخلاق، و عدالت و انصاف»12.

ایشان در جای دیگر، از اخلاق و معنویت به عنوان یکی از ابعاد اصلی پیشرفت یاد کرده و می فرمایند:

«پیشرفت در یک جهتِ محض نیست. مقصود از پیشرفت، پیشرفت همه جانبه است. از همه‏ی ابعاد در کشور، این ملت، شایسته و سزاوار پیشرفت است؛ پیشرفت در تولید ثروت ملی، پیشرفت در دانش و فناوری، پیشرفت در اقتدار ملی و عزت بین المللی، پیشرفت در اخلاق و در معنویت، پیشرفت در امنیت کشور - هم امنیت اجتماعی، هم امنیت اخلاقی برای مردم - پیشرفت در ارتقای بهره‏وری، ...، همچنین پیشرفت در قانون گرایی و انضباط اجتماعی، ... پیشرفت در وحدت و انسجام ملی، ... پیشرفت در رفاه عمومی، ... پیشرفت در رشد سیاسی که درک سیاسی، رشد سیاسی، قدرت تحلیل سیاسی برای جمعیت عظیمی مانند جمعیت ملت ما، مثل یک حصار پولادین در مقابل بدخواهی‏های دشمنان است،... مسئولیت‏پذیری، عزم و اراده‏ی ملی، در همه‏ی این زمینه‏ها باید پیشرفت بشود»13.

ایشان در سخنرانی دیگری تلازم عقلانیت، عدالت و معنویت متذکر شده و فرموده اند:

«من مى‏خواهم این نکته را هم عرض کنم که اگر بخواهیم عدالت به معناى حقیقىِ خودش در جامعه تحقق پیدا کند، با دو مفهوم دیگر به شدت در هم تنیده است: یکى مفهوم عقلانیت است، دیگری معنویت. اگر عدالت از عقلانیت و معنویت جدا شد، دیگر عدالتى که شما دنبالش هستید، نخواهد بود؛ اصلاً عدالت نخواهد بود. عقلانیت به‏خاطر این است که اگر عقل و خرد در تشخیص مصادیق عدالت به‏کار گرفته نشود، انسان به گمراهى و اشتباه دچار مى‏شود. خیال مى‏کند چیزهایى عدالت است، درحالی که نیست و چیزهایى را هم که عدالت است، گاهى نمى‏بیند. بنابراین عقلانیت و محاسبه، یکى از شرایط لازمِ رسیدن به عدالت است»14.

بنابراین با یک تحلیل منطقی و تکیه بر اصول و گزاره های بنیادی شاید بتوان ارکان الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت را بر طبق سخنان ایشان سه رکن عقلانیت مبتنی بر علم، اخلاق و عدالت در نظر گرفت.

در این مدل، اخلاق پایه و اساس دو رکن دیگر همچون علم و عدالت قرار می گیرد که این ها در نهایت قصد دارند با همبستگی و یکپارچگی یکدیگر از طریق عزت و هویت اسلامی- ایرانی به چشم انداز نظام اسلامی که جامعه ی متمدن اسلامی است، چه در سطح منطقه و چه در سطح بین المللی، دست پیدا کنیم. جامعه ی متمدن اسلامی در نگاه مقام معظم رهبری (دام ظله العالی) جامعه ای است که دارای ویژگی زیر باشد:15

- حاکم بودن اسلام حیات بخش و نشاط آور؛

- حاکم بودن اسلام تحرک آفرین؛

- عدم تحجر و انحراف؛

- حاکم بودن اسلام شجاعت بخش؛

- جامعه ی عالم و هدایت کننده ی علم؛

- جامعه ی اخلاقی؛

- جامعه ی عدالت محور.

عدالتی که در اینجا مد نظر است تنها به عدالت اقتصادی اشاره ندارد؛ بلکه حوزه های گسترده ای از عدالت را، اعم از عدالت سیاسی، عدالت علمی، عدالت اجتماعی، عدالت فرهنگی و غیره، مدنظر دارد. از طرف دیگر، طبق اندیشه ی مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) نظام علمی به عنوان موتور محرک نظام های دیگر چون نظام اقتصادی و نظام سیاسی شناخته شده است و همه ی این نظام ها نیز در ذیل نظام فرهنگی (اخلاق) قرار می گیرند. البته منظور از نظام سیاسی، نظامی است که دربرگیرنده ی مقوله ی امنیت و دفاع نیز هست و منظور از نظام فر هنگی نیز نظامی است که دربرگیرنده ی نظام اجتماعی هست و به عبارت دیگر نظام فرهنگی- اجتماعی است که در درون آن سه نظام اقتصادی، سیاسی و علمی جای گرفته که هر سه ی آنها باهم تعاملی دوسویه دارند.

بنابراین در مجموع می توان گفت، اخلاق و معنویت بستر ی برای الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت مبتنی بر عدالت می باشد و در صورتی ما شاهد جامعه ای اخلاقی هستیم که نخبگان آن یعنی در درجه ی اول کارگزاران یک کشور افرادی اخلاقی باشند؛ زیرا آن ها الگویی برای سایرین محسوب می شوند.

روش تحقیق و شیوه تجزیه و تحلیل اطلاعات

استراتژی پژوهشی این تحقیق، نظریه پردازی داده بنیاد یا روش رویش نظریه است. این استراتژی، گرایش به تحقیق کیفی دارد که با همکاری گلیسر و استراس رشد و توسعه یافته است. روش ها و رویه های منظم  (سیستماتیک)، محقق را قادر می سازد تا نظریه ی مستقل بسازد. نظریه ای که با معیارهای علمی مطابقت کند؛ معیارهایی همچون معنی دار بودن، مطابقت نظریه و مشاهده، قابلیت تعمیم، بازآفرینی، دقت، قاطعیت، و اثبات پذیری. در حالی که رویه ها چنان طراحی شده اند که دقت تحلیلی و قاطعیت را فراهم می سازند، خلاقیت نیز عنصر مهمی است. خلاقیت محقق را قادر می سازد تا سؤال های داده ها را مطرح کند و با مقایسه هایی، به بصیرت هایی درباره ی پدیده دست یابد و به تنظیم نظری در باره ی داده ها نایل آید.

در خصوص تعریف عملیاتی مفهوم اصلی تحقیق یعنی اخلاق کارگزاران باید توجه داشت که تعاریف مختلفی از اخلاق وجود دارد، اما نگارندگان تعریف شهید مطهری را نسبت به سایر تعاریف ترجیح دادند به طوری که اخلاق یک سری توصیه های رفتاری است که به چگونه رفتار کردن و چگونه بودن اشاره دارد. همچنین تعریف عملیاتی اخلاق کارگزاران که مبنای جمع آوری داده  ها قرار گرفته است اشاره به مجموعه ای از گزاره های اخلاقی و توصیه ای مقام معظم رهبری به کارگزاران دارد که به دو امر توجه می دهد. یکی، ناظر به توصیه هایی اخلاقی است که شخص مسئول و یا کارگزار بایستی شخصاً آن ها را، چه در حوزه ی اندیشه و چه در حوزه ی گفتار و عمل، رعایت کند؛ به عنوان مثال، می توان تقواپیشگی را نام برد.

دیگری، اشاره به رعایت توصیه های اخلاقی است که شخص کارگزار بایستی در مقابل مردم و یا سایر همکاران انجام دهد. البته قلمروی اخلاق با قلمروی وظایف هم پوشانی هایی دارد و قابل تفکیک دقیق نیست و ممکن است رهنمودی هم اخلاقی و هم جزء وظایف به حساب آید؛ به عنوان مثال اینکه کارگزار بایستی از فساد دوری نماید. نکته ی دیگر این است که کارگزاران این پژوهش به تمامی مسئولین اعم از مسئولین قوه ی مجریه، قوه ی مقننه، قوه ی قضایی و سایر مسئولین در نظام اشاره دارد.

بر اساس تعریف عملیاتی که از کارگزار ارائه گردید؛ در این تحقیق منظور از کارگزاران عبارتند از:

اولویت 1- قوه مجریه و قوه مقننه،

اولویت 2- قوه قضائیه، مجلس خبرگان و شورای عالی انقلاب فرهنگی

اولویت3- سایر نهادها و مسئولین مرتبط (مسئولین استانی و غیره)

برای قوه مجریه 40 سخنرانی، قوه مقننه 17 سخنرانی، قوه قضائیه 19 سخنرانی، مجلس خبرگان 15 سخنرانی، شورای عالی انقلاب فرهنگی 4 سخنرانی و در نهایت برای سایر نهادها  مسئولین مرتبط 196 سخنرانی کلیدی مقام معظم رهبری مبنای استخراج داده ها قرار گرفته است.

یافته های تحقیق

در مجموع پس از تحلیل نمونه ها، 5 مقوله ی اصلی، 14 مقوله ی فرعی و تعداد 76 مفهوم به دست آمد که در ادامه آورده شده است.

در بررسی  ثانویه نظری ، تنها یک مقوله به نام «امر به معروف و نهی از منکر در کار» به مجموعه ی مفاهیم و مقولات اضافه گردید و سایر مفاهیم همانند نمونه گیری اولیه (آزمایشی) مکرراً تاکید شده بودند. در واقع مفاهیم و مقولات در این مرحله (نمونه گیری ثانویه)به کفایت نظری خود دست یافتند.

تحلیل یافته ها: الگوی اسلامی ایرانی اخلاق کارگزاران

همان طور که در مرحله ی تجزیه و تحلیل مشخص گردید، الگوی اسلامی- ایرانی اخلاق کارگزاران به عنوان یک مقوله ی محوری دارای پنج مقوله ی اصلی مشتمل بر اخلاق فردی، اخلاق اجتماعی، اخلاق اداری، و اهداف و دستاورد های ناشی از آن است. که خروجی اخلاق در سه سطح فردی، اداری و اجتماعی منجر به یک سری دستاوردها شده و بر این اساس هدف مورد نظر تحقق می گردد.

درواقع توصیه های اخلاقی مقام معظم رهبری را می توان در سه مقوله ی اصلی طبقه بندی کرد. آن دسته از توصیه هایی که ناظر به مقام و شأن فردی یک کارگزار است و بایستی در ارتباط با خودش رعایت کند، به عنوان مثال «استمرار ارتباط با خداوند»، اخلاق فردی نام گذاری شده است. همچنین آن دسته از توصیه ها و رهنمودهایی که در ارتباط با جامعه و مردم بیان شده اند، از قبیل کسب رضایت مردم، در اخلاق اجتماعی جای گرفته اند. در نهایت آن دسته از توصیه هایی که درباره ی نحوه ی تعامل با سایر همکاران و زیردستان و در ارتباط با نحوه ی انجام کار مطرح شده است، اخلاق اداری نام گذاری شده اند. رعایت اخلاق فردی طبیعتاً در رعایت اخلاق اجتماعی و اخلاق اداری نقش اساسی ایفا می نماید. در نهایت، هدف از رعایت این بایسته های اخلاقی و پرهیزها در حقیقت خدمت گزاری به مردم در جهت کسب رضایت الهی است. مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در این زمینه می فرمایند:

«شما براى خدا کار کنید و ببینید تکلیف تان چیست و چه چیزى خدا را از شما راضى مى‏کند»16

همچنین عمل به این توصیه ها (باید و نباید ها)، دستاوردهای چشمگیری را برای کشور به ارمغان خواهد آورد. در ادامه به شرح هر یک از این مقوله های الگو می پردازیم.

4-1. اخلاق فردی

با توجه به نقش اساسی که کارگزاران در سطوح مختلف جهت خدمت به مردم و ایجاد ذهنیت مثبت در اذهان مردم نسبت به حکومت بر عهده دارند، نکات زیادی وجود دارد که باید مد نظر قرار گیرند. یک کارگزار از لحاظ فردی می بایست در درجه ی اول اهل تقوا و ورع باشد؛ به طوری که ارتباط دائمی با خداوند داشته باشد. این اهلیت تقوا دارای نشانه های متعددی است. اول داشتن اخلاص است؛ بدین معنا که فرد کارگزار در انجام امور تنها و تنها خدا را در نظر گرفته و توقع تشکر و قدردانی نسبت به کارش را از کسی نداشته باشد.

کارگزار باید به کار خود به عنوان خدمت نگاه کند و توفیقی که خداوند به او داده است. همچنین وی باید به پست خود به عنوان امتحانی که خداوند برای او قرار داده نگاه کند و تمام تلاش خود را انجام دهد تا از این امتحان سربلند بیرون آید. راه پیروزی در این امتحان نیز دو چیز است: مراقبت از خود و سرزنش خود؛ به عبارت دیگر، همان مراحل سیر و سلوک که عبارت است از: مشارطه، مراقبه و محاسبه. اگر کارگزار این گونه برخوردی را بر خود هموار دارد، نتیجه ی آن همان است که در قرآن به عنوان نتیجه ی اخلاق برشمرده شده است و آن هم قدرت تشخیص حق از باطل است. این قدرت تشخیص، سبب می شود که فرد، بیگانگان و اغیار را شناخته و مرز خود را با آنان روشن سازد. همچنین تقواپیشگی سبب ایجاد ویژگی های مثبتی چون صداقت، درستکاری، امانت داری و سلامت نفس می شود؛ به طوری که می توان گفت چنین شخصی، فردی قابل اعتماد است.

اما تقواپیشگی به تنهایی نمی تواند کافی باشد و نیاز به شروط دیگری نیز هست. کارگزار باید فردی کاری و اهل تلاش باشد. وی نباید کار را به صورت مقطعی انجام دهد برعکس او می بایست به طور مستمر کارش را انجام دهد. به علاوه وی باید در انجام امور مهم از خود شجاعت نشان دهد. طبعاً در کار کردن ها، مشکلاتی بروز می یابد که راه حل فوری ندارد؛ لذا کارگزار باید از طریق پیشه ساختن صبر و داشتن سعه صدر بر این مشکل فائق آید. وی باید از انتقاداتی که بر او وارد می شود استقبال نموده و البته بین انتقاد سازنده و انتقادی که می خواهد او را از انجام کار درست باز دارد تفکیک قائل شود. اما همه ی این موارد نیاز به آن دارد که یک سری شرایط را به صورت عمومی داشته باشد.

همچنین وی باید عدالت خواهی و ساده زیستی را سرلوحه ی کار خود قرار داده و در همه ی امور، اعتزاز اسلام را به عنوان چشم انداز خود بداند. کارهای محوله را باید با نشاط و نه با سستی و کاهلی انجام دهد. نهایت آنکه سه عنصر عدالت، معنویت و عقلانیت باید همواره به عنوان مبنا و معیار همه ی امور مد نظر واقع شود. با مداقه نسبت به موارد مذکور می توان این گونه استنباط کرد که این موارد، جملگی عبارتند از تعدادی از بایدها و البته برخی نبایدها که برای ساختن یک چارچوب و مدل مفهومی درست از موضوعات، می بایست این نبایدها نیز در کنار بایدها قرار گیرند.

هر چند بسیاری از این نبایدها سلبی است که ایجاب موجود در بایدها را نفی می کند، اما کنار هم قرار گرفتن نبایدها کنار یکدیگر، موجب ایجاد پیوستار معنایی کاملی می گردد. مثلاً در مورد اخلاق فردی می بایست از برخی موارد اجتناب نمود. مواردی چون: خوش گذرانی، قدرت طلبی، اشرافی گری، عجله و شتاب زدگی در امور، خشم، ترس، ریاکاری، مبالغه، گمان مصونیت از انحراف و خلف وعده. با اندکی دقت، پیوستگی معنایی قسمت سلبی چارچوب نظری مدل اخلاق فردی و قسمت ایجابی آن پدیدار می گردد.

4-2. اخلاق اجتماعی

همان طور که در عبارات و بندهای گذشته عنوان شد منظور از بیان اخلاق با پسوندی مانند اداری، به معنای تفکیک و تمایز روشن بین انواع اخلاق ها نیست؛ بلکه بدین معناست که در هر موقعیتی بسته به اینکه چه شرایطی بر آن موقعیت حاکم است بخشی از دستورات اخلاقی کاربردی تر به نظر می رسد. در جامعه نیز کارگزار می بایست دستورات اخلاقی فردی را رعایت نموده و علاوه بر آن، وظایف و نقش های دیگری بر وی بار می شود.

در واقع، اخلاق اجتماعی تسرّی اخلاق فردی به حیطه ی اجتماع است. کلیدواژه هایی که در اخلاق اجتماعی برای بیان اخلاق کارگزار استفاده می شود دو چیز است: کسب رضایت خدا و خدمت گزاری عاشقانه ی مردم. البته این دو عامل در طول یکدیگر هستند، نه در عرض یکدیگر؛ بدین معنا که کارگزار برای کسب رضای الهی باید رضایت مردم را جلب کند. این امر از طُرُقی چون حل مشکلات مردم و تسهیل شرایط زندگی اسلامی مردم محقق می شود. همچنین بایستی مشکلات و چالش هایی که با آنان درگیر است را به طور صادقانه با مردم در میان بگذارد و در جایی که نیاز است، در مقابل مردم پاسخگو باشد. مقام معظم رهبری می فرمایند:

«دو ستون درست کنید: کارها و خدماتى که انجام داده‏اید؛ کارهایى که انجام نداده‏اید، یا ناکام مانده‏اید در انجامش. این ها را با مردم در میان بگذارید و بدانید که مردم قدر خدمت و قدر تلاش را مى‏دانند. ما باید، هم کارهاى کرده‏ى خودمان و هم کارهاى نکرده‏ى خودمان، یا درست نکرده‏ى خودمان را با صداقت در میان بگذاریم»17

کارگزار باید در این راستا مسئولیت پذیر بوده و تعهد خود را از طریق محور قرار دادن مردم در انجام کارها، ترجیح منافع عامه ی مردم نسبت به گروه های خاص و حفظ استقلال جامعه به منصه ی ظهور برساند. از مباحث مهمی که در اخلاق اجتماعی مطرح است ایجاد و تحکیم اعتماد بین کارگزار و مردم است که در گام اول کارگزار می بایست به مردم اعتماد کند تا مردم نیز متقابلاً به کارگزار اعتماد کنند. کارگزاران باید ایثارگرانِ عرصه ی پیکار علیه کفار را مورد اعتنا قرار داده و در راستای اشاعه ی فکر الهی و حیات طیبه تلاش کند. از طرف دیگر در اخلاق اجتماعی به مانند اخلاق فردی، کارگزار می بایست خطوط قرمزی را برای خود تعریف نموده و از نزدیک شدن به آنان اجتناب ورزد. برخی از مؤلفه هایی که کارگزار می بایست از آنان اجتناب کند از این قرار هستند: ناامیدی در فضای جامعه، تشنج سیاسی، تبلیغ ضعف مدیریت در کشور، ریاکاری، منت گذاشتن سر مردم و خلف وعده.

4-3. اخلاق اداری

به کار بردن واژه ی اداری در کنار واژه ی اخلاق و ایجاد واژه ی اخلاق اداری به معنای نگاه سکولار به اخلاق نیست؛ بلکه بدین معناست که مفهوم اخلاق هنگامی که در عرصه ی اداره و سازمان مطرح می شود برخی از جنبه های آن بسیار مهم تر از جنبه های دیگر است. از نگاه مقام معظم رهبری مهم ترین بُعدِ اخلاق اداری، بحث عدالت محوری و جدیت در استقرار عدالت در جامعه است. بدین معنا که کارگزار باید در دو جبهه در موضوع عدالت مبارزه کند. اولاً، باید تلاش کند در کاری که دست اوست و با مردم سر و کار دارد عدالت و مساوات بین کارکنان و مخاطبان و مراجعان را رعایت کند. ثانیاً، باید در جهت تسری عدالت در جامعه همت گمارد. مقام معظم رهبری می فرمایند:

«شاخصه‏هاى اصولگرایى، شاخصه‏هاى مهمى است؛ این شاخصه‏ها باید مورد توجه قرار بگیرد که من به بعضى از این ها اشاره می کنم. شاخصه‏ى اول «عدالت خواهی و عدالت‏گسترى» است. «فسادستیزى»، شاخصه‏ى دیگرى است « (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در دیدار با رئیس جمهور و اعضاى هیئت دولت، 6/6/1385).

عدالت محوری در حیطه ی خود، در قالب قانون گرایی، شایسته سالاری و تشویق و تنبیه کارکنان زیرمجموعه به صورت توأمان متجلی می شود. اما تلاش جهت استقرار عدالت در حیطه ی جامعه در قالب فعالیت هایی چون کوشش برای رفع فقر و محرومیت، کمک به طبقات مستضعف، تلاش برای احقاق حق، تلاش برای برقراری رفاه عمومی، داشتن روحیه ی فسادستیزی و رفع تبعیض ها و فرصت های اختصاص داده شده به اشخاص تبلور می یابد. در کنار عدالت محوری و برای به ثمر رسیدن این ویژگی در عرصه ی عمل می بایست دو مقوله ی مهم، مورد توجه ویژه قرار گیرند. اول، صلابت و جدیت در رسیدن به اهداف است؛ بدین معنا که به اهداف تعیین شده ایمان کافی داشته باشد و در این راه استقامت و پایداری را پیشه ی خود سازد.

دوم، تعهد نسبت به مسئولیت است. کارگزار می بایست بر مبنای تکلیف مداری، خودارزیابی غیرمتعصبانه با صلابت و جدیتِ خستگی ناپذیر اهداف را دنبال کرده و وجدان کاری خود را در عرصه ی عمل با پیگیری های مستمر به نمایش گذارد. یکی از نشانه های جدیت و همت در کار آن است که تلاش و پیگیری وی در ابتدا و انتهای کار با هم تفاوتی نداشته باشد. نتیجه ی این توصیه های محوری و مسائل پیرامونی آن، اعم از وجدان کاری و صلابت و جدیت در رسیدن به اهداف، باید در کنار کارآمدی خود را نشان دهد. کارآمدی اما خود دارای شاخصه هایی است که با محقق شدن این شاخصه ها می توان گفت که به کارآمدی رسیده ایم. از شاخصه های کارآمدی می توان این موارد را نام برد: پاسخ گویی به نیازهای زمان، همراهی سرعت و دقت در کار، آمادگی برای نفس کار، ابتکار عمل و خلاقیت، نظارت بر زیرمجموعه ها و به کار گرفتن افراد مجرب.

یکی از مهم ترین اصول اجرایی در زمینه ی اخلاق اداری، اصل وحدت هماهنگی و یکپارچگی است. بدین معنا که کارگزار باید با افراد مافوق، هم رده و زیردست در انجام امور هم زبان، هم دل، دارای نیت های الهی یکسان و هم گام باشد، در غیر این صورت هرج و مرج ایجاد شده سبب تحقق نیافتن اهداف می شود. نکته ای که می بایست در پایان به آن اشاره شود اینکه همان طور که در اخلاق اداری برخی موارد وجود دارند که می بایست مورد توجه ویژه قرار گیرند و لازم الاجرا هستند، برخی موارد نیز وجود دارند که باید حتماً ترک شوند و از این لحاظ اهمیت ویژه و دوچندان دارند.

برخی از این موارد عبارتند از: پرهیز از اهداف حقیر و کوچک، تشنج سیاسی، غلیظ نمودن ادبیات دینی، افراط و تفریط، منت گذاشتن سر مردم، اسراف و ریخت و پاش. اما مهم ترین موردی که در همه جا باید از آن پرهیز کرد و شاه کلید پرهیزهاست، همان تکبر است. تکبر نیز شاخصه هایی دارد که می توان فرد متکبر را با آن حرکات شناخت. فرمانروایی بدین صورت که دستور داده شده، پس باید اجرا گردد، آقایی کردن، خودشگفتی (تعریف و تمجید از خود) و نگاه آمرانه به مردم از جمله ویژگی هایی است که نماد تکبر در فرد است و باید از آن در همه ی محیط ها اجتناب نمود.

4-4. دستاوردها

همه ی آنچه که در مباحث قبلی تبیین شد و اجرای کامل الگوهای اخلاقی اعم از اخلاق فردی، اجتماعی و اداری منتج به یک سری نتایج و دستاوردها می شود. این دستاوردها ابعاد مختلفی دارند. مهم ترین دستاورد این امر، تقرب کارگزاران و جامعه به حق و نیل به عزت و سربلندی است. پیاده سازی اخلاق با جامعیتی که در تعاریف پیش گفته شد، منجر به ایجاد اعتماد متقابل شده، یک هم سویی و هم گرایی در تعامل کارگزاران و جامعه ایجاد می کند که این تعامل در نهایت به تقرب کارگزار و جامعه به حق منجر می شود. همچنین وجود یک چنین تعاملی سبب ناامید شدن دشمنان دین و جامعه می شود، چرا که در گرو این اتحاد و همدلی مردم و مسئولین، دیگر فضایی برای سنگ اندازی و دوبه هم زنی برای دشمنان و استکبار جهانی باقی نمی ماند.

یک چنین جامعه ی متحد و یکپارچه ای که مسئولان آن برای کسب رضای الهی رضایت مردم را طلب می کنند و مردم نیز به مسئولین شان اعتماد دارند، بی شک مشمول نصرت و هدایت الهی خواهد شد. همچنین در پرتو این اتحاد و اعتماد متقابل، جامعه ای ایجاد خواهد شد که در آن اخلاق و فرهنگ اسلامی نهادینه شده است.

نتیجه گیری

کارگزاران یک حکومت به دلیل شأن و نقش مهمی که در جامعه دارند، همواره زیر نظر مردم یک جامعه هستند؛ به طوری که هر گونه رفتار، گفتار و کردار آنها در نحوه ی رفتارشان تأثیرات مثبت و منفی در پی خواهد داشت. به عبارت دیگر کارگزاران حکومت به سبب قدرت و اختیاراتی که دارند، همیشه در معرض گرفتار شدن به آفت های قدرت و سوء استفاده از موقعیت خویش هستند و این امر نیز اثرات سوئی را در مردم یک جامعه ایجاد خواهد کرد. از این رو لازم است کارگزاران حکومت اسلامی متخلّق به اخلاق اسلامی باشند و آیت ا... خامنه ای به عنوان رهبر فقیه و فرزانه ی انقلاب، همواره این حقیقت را مورد نظر داشته اند؛ به طوری که در هر سخنرانی با مسئولین و کارگزاران نظام، ایشان را  از توصیه هایی اخلاقی بی بهره  نساختند. توصیه های ایشان را می توان در سه نوع اخلاق که بعضاً با یکدیگر هم پوشانی هایی دارند، طبقه بندی کرد.

یک دسته از توصیه ها ناظر به مقام و شأن فردی یک کارگزار است که بایستی در ارتباط با خودش، به عنوان مثال «استمرار دائمی با خداوند»، به عنوان اخلاق فردی رعایت کند. دسته ی دیگر، اشاره به توصیه ها و رهنمودهایی دارد که در ارتباط با جامعه و مردم بیان شده اند، از قبیل کسب رضایت مردم، که این ها در حوزه ی اخلاق اجتماعی جای گرفته اند. در نهایت، دسته ی آخر را که در ارتباط با نحوه ی تعامل با سایر همکاران و زیردستان و در ارتباط با نحوه ی انجام کار مطرح شده است، جزء اخلاق اداری می توان قرار داد. در مجموع، می توان گفت هدف از رعایت این بایسته ها و پرهیزهای اخلاقی خدمت گزاری به مردم در جهت کسب رضایت الهی است؛ به طوری که کارگزاران همواره بایستی مردم را در محوریت امور قرار دهند. این امر، دستاوردهایی چون اعتماد مردم به مسئولین، مشارکت حداکثری مردم، عزت و سربلندی جامعه ی اسلامی را به دنبال خواهد داشت.

الف) کتب

1ـ قرآن کریم، ترجمه ی الهی قمشه ای

2ـ آزاد (ارمکی)، غلامرضا. (1376). نظریه های اقتصاد توسعه: تحلیلی از الگوهای رقیب. تهران. نی

3ـ اخلاق و معنویت در آیینه ی نگاه مقام معظم رهبری (دام ظله العالی). (1386). تهران. مؤسسه ی فرهنگی هنری ولایت

4ـ جوادی آملی، عبدالله. (1367). اخلاق کارگزاران در حکومت اسلامی. تهران. مرکز نشر فرهنگی رجا

5ـ حقانی زنجانی، حسین. (1373). نظام اخلاقی زنجانی. تهران. دفتر نشر فرهنگ اسلامی

6ـ استراوس، آنسلم و کوربین، جولیت. (1387). اصول روش تحقیق کیفی نظریه ی مبنایی رویه ها و شیوه ها. ترجمه ی بیوک محمدی. تهران. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

7ـ الوانی، سیدمهدی و دیگران. (1386). روش شناسی پژوهش کیفی در مدیریت رویکردی جامع. تهران. انتشارات صفّار

8ـ دانایی فر، حسن. (1387). چالش های مدیریت دولتی در ایران. تهران. انتشارات سمت

9ـ ابن منظور. (1408ق). لسان العرب. بیروت. دارالاحیا التراث العربی. چاپ اول

10ـ اخوه قریشی. (1408ق). محمد بن محمد: معالم القربه فی احکام الحسبه. قم. مکتب الاعلام الاسلامی

11ـ نهج البلاغه. (1366). ترجمه ی محمد دشتی. انتشارات جماعه المدرسین قم، مؤسسه النشر الاسلامی

12ـ نبوی، لطف الله. (1387). مبانی منطقی و روش شناسی. تهران. انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها (سمت)

13ـ الزبیدی، محمدمرتضی. (1416ق). تاج العروس من جواهر القاموس. ج6. بیروت. دار المکتبه الحیاه

14ـ مطهری، مرتضی. (1358). آشنایی با علوم اسلامی حکمت عملی. تهران. انتشارات صدرا. چاپ اول

15ـ فرانکنا، ویلیام کی. (1383). فلسفه ی اخلاق،  ترجمه ی هادی صادقی.  قم. کتاب طه

16ـ اتکینسون، آر. اف. (1369). درآمدی به فلسفه ی اخلاق. ترجمه ی سهراب علوی نیا. تهران. مرکز ترجمه و نشر کتاب

17ـ جمعی از نویسندگان. (1385). شناخت اخلاق اسلامی. قم. پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

18ـ قمی، عباس. (1384). سفینه البحار و مدینه الحکم و ایثار. تهران. بنیاد پژوهش های اسلامی

ب) پایان نامه

1ـ خان محمدی، هادی. (1388). طراحی سیاست های کلان علمی کشور مبتنی بر اندیشه ی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) با استفاده از روش رویش نظریه. دانشکده ی معارف اسلامی و مدیریت. دانشگاه امام صادق(ع)

2ـ رودی، کمیل. (1387). مدل دانشکده ی مرجع علمی. دانشکده ی معارف اسلامی و مدیریت. دانشگاه امام صادق (ع)

3ـ حیدری، مصطفی. (1386). طراحی مدل مفهومی مدیریت بحران در دوران هشت سال دفاع مقدس (با تأکید بر عملیات های والفجر ‎8 و کربلای ‎5). دانشکده ی معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)

ج) مقالات

1ـ صانعی، مهدی. (1385). «حکم رانی خوب مفهومی نو در مدیریت دولتی». تدبیر، شماره ی 178

2ـ دانایی فرد، حسن و امامی، سیدمجتبی. (1386). «استراتژی های پژوهش کیفی: تأملی بر نظریه پردازی داده بنیاد». دوفصلنامه ی علمی ـ تخصصی اندیشه ی مدیریت. سال اول. شماره ی دوم. پاییز و زمستان

3ـ یاوری، وحید، سعیدی، علی. (1389). «پیشرفت و عدالت در اندیشه ی حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) و مقام معظم رهبری (دام ظله العالی). مبانی نظری برنامه ی پنجم توسعه. تهران. در دست چاپ

د ) بیانات

1ـ بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس و کلیة نمایندگان مجلس شورای اسلامی‏، 24/3/1368

2ـ بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیعت ائمه ی جمعه، روحانیون، مسئولان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اقشار مختلف مردم و خانواده‏های معظم شهدای استان های یزد و کهکیلویه و بویراحمد، 11/4/1368

3ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس‏جمهور و اعضای هیئت وزیران، در آستانه ی هفته ی دولت‏، 1/6/ 1369

4ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت وزیران، به مناسبت گرامیداشت هفته ی دولت‏، 03/06/1370

5ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان دوره ی چهارم مجلس شورای اسلامی، 20/3/1371

6ـ بیانات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم آقای هاشمی رفسنجانی، 5/12/ 1372

7ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار «هیئت دولت» در آغاز کار دوره ی دوم ریاست جمهوری آقای «هاشمی رفسنجانی»، 3/6/72

8ـ بیانات مقام معظم رهبری در جمع «نمایندگان مجلس شورای اسلامی»، 11/3/73

9ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار وزیر و مسئولان «وزارت ارشاد» و اعضای «شوراهای فرهنگ عمومی کشور»، 19/4/74

10ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و هیئت وزیران به مناسبت بزرگداشت هفتة دولت‏، 8/6/74

11ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و هیئت وزیران، به مناسبت هفته ی دولت‏، 8/6/75

12ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار نمایندگان پنجمین دوره ی مجلس شورای اسلامی، 29/3/1375

13ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار آقای هاشمی رفسنجانی و کابینه ی ایشان در پایان دوره ی هشت ساله ی ریاست جمهوری‏، 5/9/1376

14ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و هیئت وزیران به مناسبت آغاز هفته ی دولت‏، 6/2/1376

15ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت به مناسبت آغاز هفته ی دولت، 2/6/1377

16ـ متن کامل بیانات مقام معظم رهبر در دیدار رئیس جمهور و هیئت وزیران به مناسبت آغاز هفته ی دولت، 2/6/78

17ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان و کارکنان مجلس شورای اسلامی‏، 10/3/1378

18ـ بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان دوره ی ششم مجلس شورای اسلامی‏، 29/3/1379

19ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت‏، 5/6/80

20ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای هیئت دولت، به مناسبت هفته ی دولت‏، 4/6/81

21ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هیئت رئیسه و نمایندگان مجلس شورای اسلامی‏، 7/3/1381

22ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای هیئت دولت‏، 5/6/82

23ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت‏، 4/6/83

24ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار اعضای هیئت دولت‏‏، 20/8/83

25ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای هیئت دولت‏، 10/5/84

26ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم تنفیذ حکم آقای احمدی‏نژاد‏، 12/5/84

27ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس جمهور و هیئت وزیران‏‏، 8/6/84

28ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار اعضای هیئت دولت‏‏، 17/7/84

29ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار استانداران سراسر کشور‏‏، 8/12/84

30ـ بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی‏ در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت، 6/6/85

منبع: فصلنامه صدرا شماره 10

- 2170 بازدید
ارزیابی این مطلب
(0 رای‌ها)
منتشرشده در موضوع اخلاق
- کد خبر: 516

اخبار ما را در سایت خود مشاهده نمایید

رخدادهای مهم

حالت های رنگی